الشيخ حسين المظاهري

68

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )

وقتى مىتواند موضوع اقتصاد سالم قرار گيرد كه صادق باشد ، و ارزشهاى كاذب و علل آن براى جامعه جز انحطاط و تيره‌روزى نتيجه‌يى ندارد ، كار زيانبخش براى جامعه ، عرضه و تقاضاى اشياء زيان‌آور يا غير ضرورى ، اغراض و دواعى خلاف عقل و شرع ، ارزشهاى كاذبى را در بر دارند ، و به همين جهت اسلام اوّلا آنها را علت نمىداند و ثانيا آن ارزشها را ارزش نمىشمارد ، و ثالثا ملّتى را كه به چنان ارزشهايى رو كند بشدّت تقبيح و مذمّت نموده و آن را از علل انحطاط جامعه دانسته است . 5 - ماركس در تفسير قانون ارزش مدّعى است ارزش هرچيز را كميت كار انجام شده بر آن تعيين مىكن و كار مساوى باارزش است . اين نظريه اشكالات بسيارى دارد كه ما به ده اشكال اشاره كرديم . 6 - مشهور ميان علماى اقتصاد آنست كه عرضه و تقاضا ارزش اشياء را تعيين مىكند ، و از نظر ما اين ادّعا نيز ناتمام است و 10 اشكال از اشكالات آن را بررسى كرديم و نتيجه آن شد كه قانون عرضه و تقاضا نمىتواند علت منحصر براى معين ارزشها باشد . 7 - فرضيه ديگرى در كتاب مباحث اقتصاد ارائه شده كه از نظر ما جز تفسيرى بر قانون عرضه و تقاضا نبود و همان ايرادهاى عرضه و تقاضا بر اين فرضيه نيز وارد است . 8 - از نظر ما ارزش علل متعدّدى دارد كه عبارتند از : كارعرضه و تقاضامطلوبيت ذاتىاغراض عقلائى . 9 - چون مىتوان همين نظريه را از متون اسلامى نيز بدست آورد بنابراين مىتوانيم بگوييم نظريه‌ى ما همان نظريه‌ى اسلام است . 10 - انسان بايد حقيقت‌جو و حقيقت‌خواه باشد و اگر فقط منظورش اثبات فكر خود و تحميل آن بر دليل باشد از حقيقت دور مىشود و از نظر اسلام بالاترين مصيبت همين است . 11 - فصل دوّم در بيان قانون ارزش اضافى است ، و وضع اين قانون